دلی به سینه من قرص، به خال زیبایم
نمیرد , آنکه ببیند , دم پگاه مرا
تو هم برو به صف , لشگر پریشانم
تو هم ندیده ای ای گل, به سینه آه مرا
به لشگر غم من کس نمیشود غالب
همین غم است ای دوست دهد پناه مرا
مرا ز چرخ, همین گردی سیاه رخ است
که عالمی بنوازند, ز بن گیاه مرا
مصیبتی که به دل دارم از رخم پیداست
رخی که بر دل زارم ، بریده چاه مرا
سفیدی رخ من, دیدی و, سیاهی خال
ندیده ای که به سینه , دل سیاه مرا
سها به روی مه دلبران چه می بافی
بباف قالی خود را کج نکن کلاه
مرا
#کانال_شعر_شریفی_سها @bedahesharifisoha
برچسب:
نویسنده: علی رحیمی